X
تبلیغات
رایتل

نسترن-شعر وناگفته ها

همه اشعار و دل نوشته های من

تنهایی
دلم گرفته، دلم زیاد گرفته
                            دچار هیچ نیستم وانگار که هستم
تنهایم تنهای تنها
نفسهای آخرم یا اولم
نمی دانم
هر چه هست تنهایی محض است
چقدر هم تنها

باور دارم تنهایی ام همیشگی ست
چه تنهایی که نشانی از خود ندارد

چه تنهایی غمناکی
آه..............
                           فقط تنهایی همدم من است
و چه مبتلا شده ام به این تنهایی
عاشق تنهایی
ولی
دچار تنهایی نیست که می سوزاند

اکنون تنها مانده ام
بسیار تنها
از درون می سوزم
چه کسی هست مرا درک کند
تنهایی مرا بفهمد
و آن را لمس کند

چشمانم پر اشک های تنهاییست
و بینوا شده ام

صدایی ندارم
نگاهی ندارم
مهتابی ندارم
لبخندی ندارم
فقط بغض دارم وتنهایی محض

دیگر جا مانده ام از سحر
دیگر سپیده به ما رو نمی کند
دیگر غروب هم به من نمی خندد

تنهایی را تا انتها چشیده ام.

و این است بزرگ بودن این تنهایی

و کاش می دانست که چقدر تنهایی من بزرگ است
و شاید هنوز هم بی خبر از آنم.

به یاد پدرم که زود مرا تنها گذاشت وهنوزعذاب نبودش را می چشم

[ چهارشنبه 13 دی‌ماه سال 1391 ] [ 08:52 ق.ظ ] [ نسترن آموزگار ]

[ 5 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه