X
تبلیغات
رایتل

نسترن-شعر وناگفته ها

همه اشعار و دل نوشته های من

سلام بر همه عزیزان

این شعر را به کسی تقدیم می کنم که به تازگی او را از دست داده ایم

زنی با استقامت و پر از امید که در 30 سالگی زندگی دنیوی را بدرود گفت و در حیات ابدی با آرامش زندگی می کند.

از دوستان عزیزم خواهش می کنم در صورت تمایل 

برای شادی روحش فاتحه  ویا صلوات بخوانند.

((سمیه جان این همه حرفهایی نیست که می خواهم بگویم ولی

ادامه حرفهایی ست که در آخرین روز دیدارمان ناتمام ماند و اکنون

اینگونه برایت می گویم، دوستت داشتم ودارم با همه وجودم ،

و می دانم که اکنون این را می دانی

پس باز هم به من گوش بده))


سمیه جان


این روزها، نه

هر روز، هر ساعت، هر دقیقه

دلم هوای تو را می کند

خیلی بیشتر از آن روزها


آن روزها که بودی و انگار که نبودی

آن روزها که فقط نگاه بود

و هیچ نمی گفتی، هیچ

آن روزها که دردها می کشیدی

و باز هیچ نمی گفتی، هیچ

آن روزها که سنگینی دردها

کمرت را می شکست

و باز هم هیچ نمی گفتی هیچ

آن روزها

آری

آن رورها که همه وجودت امید بود و بس

آن روزها که همیشه منتظر بودی

آن روزها که چشمهایت می درخشید

آن روزها که دلسوز ومهربان بودی

آن روزها

آه................

آن روزها که

نجوایم با خدا فقط برای تو

و تو نمی دانستی

آن روزها که دلم برایت پرپر

و تو نمی دانستی

آن روزهایی که من همیشه نگران

و تو نمی دانستی

آن روزها که قلبم با دیدنت ذره ذره

و تو نمی دانستی

آن روزها که آرزویم آغوش تو

و تو نمی دانستی

آه...............

دلم برای آن روزها تنگ است


اما

این روزها بیشتر تو را می خواهم

بیشتر از آن روزها

تو برای من آن روزها الگو بودی

و این روزها خودت هستی

خودت را می خواهم

بدون درد، بدون غصه، بدون صبر

خود خودت را می خواهم


آه...................

دلم هوای تو را می کند

ولی افسوس


                                                               ((تو در قلب ما همیشه می مانی))

[ دوشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1392 ] [ 08:56 ق.ظ ] [ نسترن آموزگار ]

[ 16 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه