X
تبلیغات
رایتل

نسترن-شعر وناگفته ها

همه اشعار و دل نوشته های من

سلام

سیدعلی

حال همه ما خوب است


ملالی نیست

جز گم شدن گاه به گاه شعری نو

که شما به آن خیالی دور می گفتید


اکنون طوری حالمان را می گویم

که نه پرنده ای در قفس بلرزد

و نه این روزگار لعنت شده!


تا یادم نرفته است بنویسم

حوالی آرمان های ما

همه چیز دود شد!


می دانم هیچ گاه

هوای رویایم حقیقت ندیده است

اما لااقل گاهی، هرازگاهی

ببین انعکاس اشک و تبسم عقل

شبیه زخمهای پنهان نیست!


راستی خبرت بدهم

خواب دیده ام

نانی خریده ام

کوچک، سوخته، کهنه،......هی بخند


بی پروا بگویم

چیزی نمانده است

کودکان صدساله  می شوند


فردا را می خواستم به فال نیک بگیرم

دارد همین لحظه

یک فوج کرکس سپید

از فراز دیار ما می گذرد

باد بوی زخمهای کسان ما می دهد


یادتان می آید رفته بودند

خبر از اشک های ماهی بیاورند


نه

سیدعلی

نامه ام باید کوتاه باشد

ساده باشد

فیل تر باشد

پر از ابهام و آینه

از نو برایت می نویسم

حال همه ما خوب است

اما تو باور نکن


                                 

( نامه ای برای سیدعلی صالحی )


[ یکشنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ] [ 08:28 ق.ظ ] [ نسترن آموزگار ]

[ 24 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه